تبلیغات
شعر ایرانی - داستان ارسالی
 
شعر ایرانی
شعر، معرفی شاعران، داستان های کوتاه و پندآموز،سخنان بزرگان، دانستنیها...
تبلیغات
درباره وبلاگ


سلام به وبلاگ شعر ایرانی خوش آمدید
اگه کسی مایل به ارسال شعر، داستان کوتاه، و یا هر مطلب پندآموز دیگه ای هست که با نام خودش در وبلاگ درج کنیم به ما از طریق ایمیل یا بخش نظرات یا بخش ارتیاط با مدیر اطلاع بدهد
منتظر دیدگاه ها و نظرات شما هستیم
iranipoem@yahoo.com

تبلیغات
نظرسنجی
امتیاز وبلاگ از دیدگاه شما ؟؟؟








شنبه 18 تیر 1390
ارسال شده توسط : سعید مطوری/مهرگان
یا لطیف
- گمشو برو بیرون خودت كم بودی سگم آوردی توی خونه
- خانم بذار توضیح بدم
- چی میخوای بگی؟هان چی داری بگی؟بازم همون حرفهای بی منطق گذشته
- كه نگذاشتی بگم البته
- مسخره میكنی ؟خوبه زبون داری به اندازه خُرطوم فیل
- كه فقط باهاش آب میخورم ههههه
- دیگه صبر تموم شده برو سگ لعنتی چخه اینو هووم نكرده بودی كه كردی ببین چشم دریده چه پارسی میكنه حتما سگ ماده هم هست
- آره گفتم نژادش خوبه ازش بچه بگیریم
- ای وای مردكه دیونه همون توله های خودت بسه ،آخه توله سگ میخوایم چكار
- نازی سگم زنا همینطورند به جنس موافق خودشون حسودی میكنند ،حتی اگر مثل تو سگ باشه
- واه واه چه عشوه ای میاد از اون سگای هرجاییه،برو گمشو ببینم سگ هرجایی ولگرد
- خانم قربونت برم گوششو ول كن گازت میگیره تا حالا هم نگرفته نگاهش بیچاره به منه، ببینه چی میگم
- همینم كمه كه این از تو اجازه بگیره ،اصلا میكشم ،قیمه قیمش میكنم،تیكه تیكش میكنم
- ولش كن زن چرا گازش میگیری ،وای نگاه كن انگار راستی راستی هووشو گاز میگیره
- آییییییییییییی گازم گرفت ،ای وای حالا هاری میگرم ،ای داد ببرم دكتر ،ماده سگ هرجایی منو گاز میگیری،رفتی پشت شوهر من غایم شدی، میگیرمت
- زن ولش كن لباس بپوش هردوتای شما را ببرم دوادرمون كنم آخ ببین چه گازی ازش گرفتی تموم گوشتو وموشو كندی
- چشمم روشن بعد از این همه كلفتی توی خونه ات حالا این ماده سگ از من بهتر شد،هق هق هق دستت درد نكنه خوب مزد دستمو دادی
- ای وای لباس بپوش تا ببرمت واكسن بزنی زود باش تا هاری نگرفتی كه دوبرابر میشه
- وایسا آماده بشم
- ای داد بی داد آرایش كردنت دیگه چیه مگه میخوایم بریم عروسی
- چطور این سگه رو رُبان بستی و شیك وپیك بره بعد من مثل كلفت برم بیرون كور خوندی آقا بعد میگن برای همین مردش رفته ماده سگ آورده
- قربونت برم چه ربطی داره اون سگه تو آدمی وعزیز من
- قربون صدقه نرو كه دیگه گول تورو نمیخورم از امشبم من میدونم با تو واین سگ
- خوب سوار ماشین بشید
- برو گمشو عقب سگ بی چشم رو برام اومده جلو نشسته ،برو عقب ببینم، چخه
- حركت كنم حالا یا نه،كُشتی منو
- برو خبر مرگت دیگه زخمم داره سوز میده
- وزخم این سگه ببین چه زوزه ای میكشه
- برای اون دل می سوزونی، اینم سگت، برو گمشو بیرون
- وای خدای من سگ بیچارم، آخ رفت زیر اون ماشین
- به جهنم تا تو باشی براش دل نسوزونی اگر زیادی حرف بزنی خودتم میفرستم پهلوش اون دنیا ،حركت كن برو
- چشم ... بفرما خانم رسیدیم بیمارستان...

سعید مطوری/مهرگان
از سری داستانهای كوتاه




نوع مطلب : داستان های ارسالی شما، 
برچسب ها : داستان، داستان ارسالی،


تبلیغات
    47131299645174229437.gif
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :